نورومارکتینگ

تصاویر سیاه و سفید روی صفحه تلویزیون به نمایش در می آیند، در حالیکه موسیقی شوم و دلهره آوری در زمینه نواخته می شود. با اینکه نمی خواهید تحت تأثیر قرار بگیرید اما اتفاق می افتد، ناهشیار شما تحت تأثیر قرار گرفته است.
نوروپلیتیک حقیقت مهمی را بیان می‌کند: انسانها بر پایه ترکیبی ار فرایندهای عقلانی، هیجانی و غریزی تصمیم به انتخاب می‌گیرند. 80 درصد تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌ها زیر سطح هشیاری و آگاهی انجام می‌شوند. در هر ثانیه، تنها 16 بیت از 11 میلیون بیت اطلاعاتی که از حس‌ها به مغز ما می‌رسند را هشیارانه پردازش می‌کنیم. به عبارت دیگر، بخش هشیار ما در مقابل ناهشیار، بخش ناچیزی از اطلاعات را دریافت می‌کند.

نورومارکتینگ
نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی یکی از کاربردهای نوروساینس است. جذابیت نوروساینس توجه اهالی علم و تجارت، هر دو را به خود جلب کرده است. توانایی فهم نحوه پاسخدهی مغز به تبلیغات بازرگانی تا موضوع «تصمیم برای خرید» جهش بزرگی در علم بازاریابی ایجاد کرده است. از آنجا که بازاریابی در این شکل، از نوروساینس بهره زیادی می‌برد تعبیر بازاریابی عصبی یا نوروساینس مشتری شکل گرفته است.
اصطلاح "بازاریابی عصبی" از سال 2002 رواج یافته است. نوروساینس از طرق مختلفی می‌تواند در بازریابی وارد شود، بینش عمیق تری از رفتار مشتری و تصمیم گیری او ارائه دهد، درک بهتری از تبلیغات ایجاد کند، طراحی وساخت برند بهتر انجام شود، تحلیلی واقعی از بازار ارائه دهد و در نهایت به سیاستمداران کمک کند.
برای مدیران تبلیغات، بازاریابی و برند، فنون تحقیقاتی نوین بینش مهمی نسبت به اینکه چرا مشتریان یک محصول یا خدمات را به دیگری ترجیح می دهند، این قضاوت ها چگونه انجام می شوند و چرا بعضی موفق می شوند درحالیکه که بعضی دیگر شکست می خورند، ایجاد می کند. اغلب دیده شده که تفاوت میان موفقیت و شکست به چیزی غیر از تغییرات جزئی در طرح، رنگ، یا نحوه ارائه مربوط نمی شود. در واقع چیزهایی که به نظر با اهمیت نمی رسند مثل تغییرات در فونت، بعضی مواقع، تاثیرات عمیقی روی واکنش ناخودآگاه مشتریان می گذارند.
هشیار در مقابل ناهشیار
اهمیت نورومارکتینگ در برداشت از مفاهیم ناهشیار و هشیار جای دارد. ما می‌دانیم چرا تصمیم به برخی خریدهای خاص می‌گیریم اما بقیه را نمی‌دانیم. در واقع بیشتر افعال ما در دسته دوم قرار دارند.
95% انرژی مورد استفاده مغز نه تنها صرف پردازش اطلاعات دریافتی از حواس مانند دیده ها و شنیده ها نمی شود، بلکه به مصرف ارتباطات داخلی می رسد. به بیان دیگر، مغز با خودش "صحبت می کند." ازآنجا که این مبادلات داخلی هرگز به سطح آگاهانه ما راه نمی یابند، ما از آن چه که واقعاً رخ می دهد مطلع نمی شویم. این بدان معنی است که افراد در دستیابی به بینشی دقیق و کامل نسبت به دلایل انتخاب ها، تصمیمات، گرایشات و اتخاذات خود کاملاً ناتوان هستند.
ذهن هشیار در هر ثانیه 40 بیت را پردازش می‌کند، در حالیکه ناهشیار می‌تواند میلیاردها بیت را در هر ثانیه پردازش کند و همواره در حال کار کردن است. در نتیجه، هر آنچه که توسط هشیار پردازش نمی‌شود در قلمرو ناهشیار قرار می‌گیرد که مانند یک کمک خلبان ، هنگامی که هشیار نمی‌تواند بیش از این پردازش انجام دهد زمام امور را در دست می‌کیرد.
در حقیقت، هشیاری بسیار با توجه متمرکز در ارتباط است. در این زمان، آنچه را با توجه درک می‌کنیم، مثلا وقتی به چیزی گوش می‌دهیم، ادراک هشیار ما را شکل می‌دهد در حالی که صداهای پس زمینه هم دارند در ناهشیار ما ثبت می‌گردند. همین اتفاق هنگام ادراک دیداری نیز صورت می‌گیرد. معمولا دید محیطی آن چیزی است که توسط ناهشیار ثبت می‌گردد در حالی که آنچه توسط هشیار پردازش می‌گردد آن چیزی است که به آن توجه داریم.

نورواکونومی
عقاید سنتی در اقتصاد می‌گویند که انسان‌ها موجوداتی کاملا عقلانی و غیر هیجانی هستند که دارای ترجیحات ثابت و مشخص بوده و انتخاب‌های عقلانی انجام می‌دهند. اما واقعیت به سختی با این نظریه جور در می‌آید. فرایندهای تصمیم گیری در سطح بسیار زیادی به تجارب گذشته، هیجانات و فرایندهای ناهشیار وابسته اند که کاملا بر رفتار انسان ها تأثیر می‌گذارند.
نورواکونومی به عنوان موضوعی برگرفته از اقتصادو نوروساینس، شناخت سیستم‌های عصبی مؤثر بر رفتارهای اقتصادی را دنبال می‌کند.
نوروپلیتیک
سیاست ورزی عصبی یا نوروپلتیک، تلاش برای بکارگیری پیشرفتهای تکنولوژیک در حوزه نوروساینس و در جهت تبلیغات و تحرکات سیاسی است. در این میان استفاده از ابزار تصویربرداری مغزی رو به افزایش است . به کمک علم نوروپلتیک می‌توان حدس زد شنوندگان و حضار به چه چیز و چگونه واکنش نشان می‌دهند.
به دلیل آنکه این روش به اندازه‌گیری هیجانات غیر کلامی و و اکنش‌های شناختی می‌پردازد، امکان ارزیابی کنش‌ها و موقعیت افراد بدون اینکه سوگیری‌های ناشی از وابستگی‌های سیاسی اتفاق بیافتد وجود دارد و این امتیاز کلیدی این روش در ارزیابی عینی از فعالیت هیجانی و ناهشیار است. هنگامی‌که این شیوه در سیاست استفاده می‌شود، ما یر فعالیت نوروبیولوژیکی برانگیخته شده توسط کاندیدا، گفتار، مناظره، تبلیغ، خطابه و سخنرانی یا هرگونه وسیله ارتباطی سیاسی تمرکز کرده و آنها را به پارامترهای درگیری هیجانی، توجه و به یاد سپاری ترجمه می‌کنیم که زمینه ساز بهبود عملکرد و افزایش مقبولیت می‌گردند.
از آنجا که آنچه رأی دهندگان بیان می‌کنند لزوماً همان نیست که در دل آنها می‌گذرد، تکنولوژی مدرن این امکان را می‌دهد تا ناهشیار رأی دهندگان نیز معلوم گردد.
تکنیک‌های اندازه‌گیری سایکوفیزیولوژیک
حالات چهره، ضربان قلب و هدایت پوست رایج‌ترین روش‌ها در اندازه گیری سیستم خودمختار در ارتباط با تحقیقات تبلیغات است. حالات چهره توسط روش‌های پردازش تصویر و با کمک گرفتن از EMG برای تشخیص واکنش فرد به تبلیغات تلویزیونی، سیاسی و ... بررسی می‌شود. تبلیغ بسیار دلپذیر یا بسیار زننده می‌تواند روی میزان هدایت پوست که تحت تأثیر تعریق می‌باشد اثر بگذارد. سرعت تپش قلب نیز توجه و برانگیختگی نسبت به آگهی های بازرگانی را نشان می‌دهد، همچنانکه نشانه خوشایندی هیجان ایجاد شده نیز می‌باشد. در کل، محرک‌های مثبت به افزایش در نرخ ضربان می‌انجامند، در حالیکه محرک‌های منفی برعکس عمل می‌کنند. البته ضربان قلب به تنهایی شخص دقیقی از پاسخ هیجانی نیست.
تصویربرداری مغزی
واکنش مغز به انواع محرک‌ها توسط روش‌های تصویربرداری مغزی سنجیده می‌شود. با کمک این روش‌ها نواحی فعال و میزان فعالیت آنها مشخص شده و مورد ارزیابی و کنکاش قرار می‌گیرند. مهم ترین این روش‌ها fMRI، QEEG، ERP (ERD,ERS) و MEG می باشند. در این میان روش‌های مبتنی بر EEG به دلیل سهولت در استفاده و کم هزینه تر بودن بیشتر استفاده می‌شوند.
نورومارکتینگ در پارند
بخش مطالعات و خدمات نورومارکتینگ در مرکز پارند راه اندازی شد.
ما در مطالعات خود به طور گسترده ای از سیستم های ثبت EEG (ERP , QEEG) استفاده می کنیم.در کنار سیگنالهای مغزی، از اندازه گیری سایر پارامترهای فیزیولوژیکی از قبیل ضربان قلب، میزان رسانایی پوست، تشخیص حالات چهره و ردیابی چشم نیز استفاده می شود. ترکیبی از تکالیف و الگوریتم های روانشناسی و مهندسی به کار گرفته می شوند که کامپیوتر را قادر می سازد هر یک از معیارهای زیر تشخیص دهد:
• توجه
معیاری برای اندازه گیری این که به یک پیام به خصوص، چه میزان توجه شده است.
• هیجان
میزانی برای واکنش هیجانی است. در این مورد خوشایندی (هیجان مثبت/منفی) و شدت یا برانگیختگی (برانگیخته/تهییج نشده) مشخص می‌گردد.
• حافظه
احتمال رمزگذاری در حافظه بلند مدت است و مشخص می‌کند صحنه فیلم یا پیام خاص چقدر به حافظه سپرده شده است.
برای تشخیص هیجان، شدت و میزان آن، میزان توجه فرد و به یاد سپاری محرک تبلیغاتی از ترکیبی از ابزار یعنی EEG، ردیابی چشم، ضربان قلب، هدایت پوست و تشخیص حالات چهره استفاده می شود و در نهایت با کمک محاسبات ضریبی به نان ضریب جذابیت محاسبه شده که میزان موفقیت و جذابیت پیام تبلیغاتی را نشان می‌دهد.
به کمک این روش می‌توان واکنش مردم را به طراحی یک لوگو، تأثیر فیلم تبلیغاتی، برنامه تلویزیونی، طراحی وبسایت، زیبایی کالا، جذابیت بسته بندی و ... را با دقت بالایی به دست آورد.
یکی از روش‌های مورد استفاده به این صورت است که صحنه های تأثیر گذار و قسمت های جذاب از فیلم ها یا تصاویر تبلیغاتی به این شکل استخراج شده و پیام تبلیغاتی در این قسمت ها گنجانده می شوند.

چگونه ما را بیابید؟

  • جهت ارتباط با پذیرش و گرفتن وقت یا کسب اطلاعات با شماره تلفن‌ زير تماس حاصل كنید:
  • تلفن : 88524024

سایت های مرتبط

  • انجمن سایکوفیزیولوژی کاربردی
  • انجمن نوروفیدبک آمریکا
  • آزمایشگاه ملی نقشه برداری مغز
  • مرکز آتیه درخشان ذهن

 

دانلود ها

  • پکیج ویژه پارند
  • پکیج ویژه پارند (ENG)
  • نوروفیدبک و تیم کانادا
  • نوروفیدبک در المپیک

 

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. Cookie policy. I accept cookies from this site. Agree